mind your step
جلوی پاتو نگاه کن
he put me to shame
آبروی مرا برد
then what
آخرش که چی
nevermind
مهم نیست
its not aconomical
مقرون به صرفه نیست
good for you
خوش به حالت
I ache for her
دلم برایش پر میزند
dont pick on me
سر به سر من نذار
the odds are against me
شانسم خشکیده است
dont take long
طولش نده
“I give you my word" or "you have my word"
به کسی چیزی در این مورد نخواهم گفت.
"I'm on top of the world" or "I'm on cloud 9"
تو آسمون ها (نشان دهنده خوشحالی)
"gets on my nerves"
میره رو اعصابم!
t's none of your business" or "Mind your own business"
به تو هیچ ربطی نداره!
یه اشتباهی که در مورد این اصطلاح خیلی رایج هست اینه که بعضی ها میگن "It's not your business"، که معنی کاملاً متفاوتی داره! (یعنی این کاسبی تو نیست)
"pain in the neck (ass)"
آدم یا چیز اعصاب خورد کن
"I don't give a ****"
"I don't give a damn"
"I don't give a monkey's"
اهمیت نمیدم!
the sea is full of other fish
آدم قحطی نیست
its out of fashion
از مد افتاده
stop nagging
نق نزن
he didnt say a dicky_bird
جیک نزد
i am single_handed
دست تنهام
im tied up
دستم بند است
i am sore_hearted
دلم خون است
let sleeping dogs lie
دنبال شر نرو
he is a fair_weather friend
رفیق نیمه راهه
Don’t show off
پز نده
You have my word
من بهت قول میدم
Fancy meeting you
چه عجب از این طرفا
What a mess
چه افتضاحی!
I am all eyes
چهار چشمی مراقب هستم
Step on it
گاز بده(تند برو)
He has an evil eye
چشمش شور است
The facts speak for themselves
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
That’s a pretty kettle of fish
گاومان زائید
He chickened out
قافیه را باخت
He put his best foot forward
از دل و جان مایه گذاشت
Get out of my face
Or
Get out of my sight
از جلوی چشمم دور شو
Meet someone in waterloo
کار کسی رو تموم کردن یا شرایط بد برای کسی به وجود آوردن(ضرب المثل بسیار زیبای انگلیسی)واترلو جایی بود که ناپلئون شکست خورد
Bring somebody back to knee's
کسی را شکست دادن
It is raining cat's & dogs
بارون شدید
He was dead cool
Or
He was as cool as cucumber
آب تو دلش تکان نخورد
What a pity!
حیف شد(افسوس)
No picking out!
(میوه)درهم
I got into my stride
روی غلتک افتادم(عادت کردم)
He is as bold as a brass
رویش سنگ پای قزوین است
You can bank on him
میتونی رویش حساب کنی
I sent him packing.
دست به سرش کردم
It turned my stomach
دلم را به هم زد
Welcome back
رسیدن بخیر
I felt like a fool
سنگ رو یخ شدم
Bless you
عافیت باشه(بعد از عطسه)
The brain drain
فرار مغزها
Cash down
فقط نقد
At odd times
وقت و بی وقت
That crows it al
همینو کم داشتیم
Hands off
دست نزنید
he broke his word/promise
Or
He went back on his word
زیر قول خود زد
by all means
مسلما !
he has a high sense of duty
او وظیفه شناس است
don't get fresh with me
پررویی نکن !
I licked my lips
دهنم آب افتاد
He makes faces
دهن کجی میکنه
Don’t mention it
قابلی ندارد
Keep back
جلو نیا
Hands up
دستها بالا
He has a big mouth
دهن لق است
Better late than never
دیر آی و باز آی
She got a divorce
طلاق گرفت
He ran into debt
قرض بالا آورد
It fell to my lot
قرعه به نام من افتاد
All roads lead to Rome .
مرغ یک پا دارد.
Be cool as a cucumber.
بی خیال بودن.
Be looking for a needle in a haystack.
در انبار کاه دنبال سوزن گشتن.
Business is business.
حساب حساب است، کاکا برادر.
Bite off more than one can chew.
لقمه بزرگتر از دهان برداشتن.
Birds of a feather flock together.
کبوتر با کبوتر، باز با باز.
Born with a silver spoon in one's mouth.
در ناز و نعمت بزرگ شدن.
Don't count your chickens before they are hatched.
جوجه را آخر پاییز میشمارند
Do as you would be done you.
با دیگران طوری رفتار کن که میخواهی با تو رفتار کنند
Don't waste your time.
عمر خود را هدر نده.
Easy come, easy go!
باد آورده را باد میبرد.
Get up on the wrong side of the bed.
از دنده چپ بلند شدن.
Haste makes waste.
عجله کار شیطان است.
Healthy minds in healthy bodies.
عقل سالم در بدن سالم است.
Kill two birds with one stone.
با یک تیر دو نشانه زدن.
Knowledge is power.
دانایی توانایی است.
Know something like the back of one's hand.
چیزی (جایی) را مثل کف دست بلد بودن.
Money does not grow on trees.
پول و ثروت راحت بدست نمی آید.
No pain, no gain.
نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
Never put off till tomorrow what maybe done today.
کار امروز را به فردا نینداز.
One swallow does not make a summer.
با یک گل بهار نمیشود.
Out of sight, out of mind,
از دل برود، هر آنکه از دیده برفت.
Once bitten twice shy.
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد.
Seeing is believing.
شنیدن کی بود مانند دیدن.
Two cooks spoil the food.
آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بی نمک.
Two heads are better than one.
یک دست صدا ندارد.
There’s no place like home.
هیچ جا خانه آدم نمیشود.
The early bird catches the worm.
سحرخیز باش تا کامروا باشی.
There is no smoke without fire.
تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.
Where there is a will, there is a way.
خواستن توانستن است.
Walls have ears.
دیوار گوش دارد.
__________________